امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

امیرحسین کوچولو

تولد شش ماهگیم مبارک...

1391/4/7 18:23
نویسنده : آبجی بزرگه
189 بازدید
اشتراک گذاری

تولد تولد تولدم مبارک

امروز من شش ماهه شدم ...

هی چقدر آدم زود بزرگ میشه هااااانیشخند

به زودی باید واکسن شش ماهگیم را بزنم...نگران

خوب بهتره از کارهایی که یاد گرفتم بگم...

از پیشرفتی که تو زندگیم داشتم..از خود راضی

حرف زدن را که تقریبا از پنج ماهگی شروع کردم...خجالت

اما چون آبجی بزرگه حالش خوب نبود نشد تولد 5ماهگیم را جشن بگیرم...

اینم از الطاف نی نی توی راهیه دیگه..زبان

خوب من تو این شش ماه پیشرفت چشم گیری داشتم....

الان سینه خیز میرم ....

با خوندن آواز نانای نای نانای نای شروع به رقصیدن می کنم

آواز زیاد می خونم...

که با دَدَ گفتن شروع میشه ...

کلمات جدیدی که یاد گرفتم...

بَ بَ (بابا)

ماما (مامان)

بوف

اده (بده)

دَ دَ

هنوز کامل نمی تونم بشینم...

گاهی بعد از چند ثانیه می افتم و گاهی هم بعد از چند دقیقه....

دو روز پشت سرهم با مامانی رفتیم خونه آبجی....

اونجا کلی بهم خوش گذشت...

همش می خواستم بغل آبجی باشم و باهاش برم تو آشپزخونه...

پسر خوبی بودم و زیاد اذیت نکردم...

با عمو حمید(شوهر آبجی) بازی کردم...

جزوه های دانشگاهش را پاره کردم...

کتاباشم داغون کردم ...

گریه کردم ببرتم توی حیاط حال و هوام عوض بشه...

بعدشم عمو می خواست بره حجامت کنه....

که من هی جیغ کشیدم که باهاش برم....

و بالاخره من و مامانی و آبجی جون تا مطب دکتر اسکورتش کردیم....از خود راضی

بعدم کلی منتظرش شدیم تا یه وقت حالش بد نشه...

کدوم برادر خانومی انقدر هوای شوهر خواهرش را داره ؟!!!!!نیشخند

اینا هم عکسهای شش ماهگی منه ...

مردی شدم واسه خودم

 

اینجا خودم تهنای تهنا وایسادمخجالت

طبق معمول درحال آواز خوندن و جیغ زدن هستم.

عروسک می خواین؟چشمک

ای وای تا حالا تی تیشامو ندیده بودمزبان

وایـــــــــــــــــــی چقدر نی نیه شبیه منهتعجب

مثلا دارم روی شاخه درخت تاب بازی می کنم!!!!!

اینم یه عکس دو نفره از من و عمو حمید مهربون و تاب درختیممژه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان امیرحسین
8 تیر 91 15:11
سلام.قربونش برم دایی کوچولو.شش ماهگیت مبارک باشه. چه عکس های خوشگلی .به به!